خرید بک لینک
دو قدم مانده كه پاييز به يغما برود

اين همه رنگ قشنگ از كف دنيا برود

هركه معشوقه برانگيخت گوارايش باد

دل تنها به چه شوقي پي يلدا برود؟!

نوشته شده در سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۵ساعت 10:31 توسط نگار|

برچسب: يلدا, نویسنده: کامیار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:21

اين روزها بيشتر از قبل به خاطرات گاه و بيگاهم سر ميزني اين روزها باد و باران بيشتر يادت را مي آورد اين روزها هر قطره باراني اشكي مي شود بر گونه ام اين روزها انگار رهگذران تنهاترند نمي دانم مرا در اين روزهاي بي تو بودن چه مي شود اما هر چه هست بغضي است بر گلو و حسرتي بر لب ديگر امروز و فردا فرقي با هم نخواهند داشت وقتي حضورت در لحظه هايم تكراري ندارد.... نوشته شده در سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ساعت 9:42 توسط نگار|

برچسب: اين,روزها, نویسنده: کامیار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:21

هر شب چاي تازه دمي و دو فنجان يكي براي تو يكي براي من هم من به نيامدنت عادت كرده ام هم گلدان به چاي تو نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ساعت 9:15 توسط نگار|

برچسب: چاي, نویسنده: کامیار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:21

آخرين شب سال آخرین شب "سال" است!و من به اندازه ی تمام دقیقه های این سال دلم برایت تنگ شده است!و ای کاش فردا بیایی وکمی مرا "تحویل" بگیری!و اگر نیاییباز هم سال دیگری شروع میشودو من باز هم همان آدم تنهایی میشوم که سال پیش بودم! نوشته شده در دوشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۵ساعت 0:50 توسط نگار|

برچسب: آخرين,سال, نویسنده: کامیار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:21

خرداد بیچاره هنوز بهار است، اما نه باران دارد نه شکوفه.... مثل من که هنوز عاشقم اما نه تو را دارم نه نشانت را! نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ساعت 7:59 توسط نگار|

برچسب: خرداد, نویسنده: کامیار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:21

صفحه بندی